мõяνåяïÐ پنجشنبه 27 تیر 1392 01:29 قبل از ظهر comments ()





حکم اعـــــدام بود…
زندانی لحظه ای مکث کرد و بوســــــــــه ای بر طناب دار زد…
دادستان گفت:صبرکنید،این چه کاریــــســ ــــت؟؟
زندانی خنـــــــده ای کرد و
گفت:طنـــــــاب نمیزاره زمین بیافتم،ولی آدما بدجـــــوری زمینم زدن...