мõяνåяïÐ جمعه 18 شهریور 1390 06:04 بعد از ظهر گل بارون زده. ()
آموخته ام که...

1-آموخته ام که چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد،

2-آموخته ام که این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان،

3-آموخته ام که وقتی با کسی روبرو می شوم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را ندارد،

4-آموخته ام که هیچ کس از نظر ما کامل نیستتا زمانی که عاشق بشویم،

5-آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم،

6-آموخته ام که فرصت ها هیچ گاه از بین نمی رود،بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ی ما را تصاحب خواهد کرد،

7-آموخته ام که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یک بار به او بیشتر بگویم دوستش دارم،

8-آموخته ام که لبخند ارزان ترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد،

9-آموخته ام که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم،اما می توانم نحوه ی برخورد با آن را انتخاب کنم،

10-آموخته ام که بهترین موفقیتبرای نصیحت در دو زمان است:وقتی که از شما خواسته می شود،و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد،

11-آموخته ام که کوتاه ترین زمانی که مجبور به کار هستم،بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم.

 

کدوم جمله بیشتر شما رو تحت تاثیر قرار داد؟